از غم گفتم، گفتي مي دونم
از دلتنگي ميگم که نميدوني

اگر با گريه ميخندم حلالم کن که مجبورم
نگو عادت کنم بي تو که مي دوني نمي تونم
که ميدوني نفس هامو به ديدار تو مديونم
به دلتنگی هایمـــ دست نزن
می شكند بغضــمـــــ یك وقت !!
آنگاه غرقـــــ می شوی
در سیلابـــــ اشكهایی كه
بهانه ی روانــــــ شدنش هستی !! . . .
ای کاش تو باز ایی و من پای تو بوسم بر سجده روم صورت زیبای تو بوسم هر جا گذاشتی و دمی جان گرفتی انجا روم و گریه کنان جای تو بوسم
زندگی کاروانی است زود گذر خرابه ای نا پایدار تابلویی زیبا و فریبنده که میسوزد و میسوزاند و هیچ چیز در ان رنگ نمیگیرد جز معرفت